نوای نوایی خراسان

احتمالاً کسی نتواند تاریخ دقیقی برای شروع خواندن و نواختن در میان بشر تعیین کند، البته حتماً اولی قدیمیتر از دومی است. صحبت دربارهی موسیقی فراوان بوده، هست و خواهد بود. کلیدواژهی «موسیقی» را در گوگل بنویسید تا خودتان در کسری از ثانیه یکی از گواهانِ سخن من را ببینید. امّا هرچه باشد سخت است انکارِ این مطلب که موسیقی، در معنای کلّی آن، همهجا وجود دارد؛ افراط و تفریط هم!
در گذشتههای دورتر گویا شاعری و نوازندگی همایند یکدیگر بودهاند. خراسان (بزرگ) هم که بیگمان از پایگاههای بیبدیلِ ادب این سرزمین بوده است و در نتیجه شاعرانی که در دلِ آن پرورانده میشدند، یادگارهای خویش را در عرصهی موسیقی نیز بر جای میگذاشتند. یکی از آن یادگارها، دوتار است. من از سویی نه تخصصی در زمینهی موسیقی دارم و از سوی دیگر قصد دارم این نوشته را هم مانند سایر نوشتههای تاکنونِ این وبلاگ کوتاه نگه دارم؛ پس شما را ارجاع می دهم به مقالهی آقای مجتبی قیطاقی که زمانی نه چندان دور در دورهی راهنمایی، معلمِ هنر ما بود.
مستندی کوتاه هم به نام «زخمههای عشق» به همّت مجید حمیدیان و امیرحسین زمانخانی دربارهی مرحوم سلیمانی ساخته شده است که بخشی از آن را با حجم 35 مگابیت میتوانید از اینجا بگیرید (منبع اصلی فایل: آینده).