لذّت سختی

یکی از زیبایی‌های هرکاری که انسانْ باعلاقه به آن بپردازد، سختی‌های پیش‌روی اوست. البته سختی‌هایی که از جنسِ ماهیت همان کار باشد و نه از نوعِ مسائلِ حاشیه‌ای و دل‌سردکننده. ترجمه هم اگر هم‌زمان با دلایلی چون کسب درآمد، فعالیّت فرهنگی و از این قبیل، از سرِ علاقه نیز پی‌گیری شود، خالی از این شیرینی‌ها نخواهد بود.

آرایه‌های ادبی همواره از پیچیدگی‌های ترجمه به حساب آمده‌اند و از همین رو در مباحث نظری ترجمه‌ی ادبی هم همیشه بخش مهمّی را به خود اختصاص می‌دهند. این صناعات را معمولاً به دو دسته‌ی کلّی لفظی و معنوی تقسیم می‌کنند. به‌نظر می‌رسد ترجمه‌ی دسته‌ی دوم به دلیل وجود سابقه‌ای مشابه در ادبیات مقصد و نیز عدم نیاز به پای‌بندی به واژگان راحت‌تر از دسته‌ی اوّل می‌باشد. چون ادیب در به‌کارگیری آرایه‌های نوع اوّل از ظاهر واژگان زبان خود بهره می‌برد، یافتن معادلی با کارکرد مشابه در زبان مقصد برای آن اصلاً کار آسانی نیست.

یکی از بازی‌های زبانی دسته‌ی اول جناس می‌باشد که خود دارای زیرمجموعه‌های گوناگونی است. هرچه هست جناس در شعر بیشتر به ترجمه‌ناپذیری یا سخت‌ترجمه‌پذیری طعنه می‌زند و اگر مترجمی بتواند آن را کامل منتقل کند، حتماً مستحق دست‌مریزاد است. این‌ها را که گفتم، حالا نمونه‌ای عملی هم برایتان بیاورم:

کار پاکان را قیاس از خود مگیر        گرچه باشد در نوشتن شیر، شیر (مولوی)

همان‌طور که می‌بینید جناب رومی در پایان مصرع دوم، جناسی تام به‌کار برده است که یکی «شیر» اشاره به «سلطان جنگل» دارد و دیگری به «لبن» (البته چون آن زمان‌ها «شیر آب» وجود نداشته است، فرض سومی در این‌جا وجود ندارد!).

ردهوس (Redhouse) که دفتر اوّل مثنوی را به نظم انگلیسی ترجمه کرده است و آن را در سال 1881 منتشر کرده، این بیت را این‌گونه برگردانده است:

So thou, my dear friend, think thyself not a saint;

A quean to a queen bears resemblance, but faint.

نیکلسون (Nicholson) که ترجمه‌اش از دفتر اوّل به سال 1925 چاپ شده است، شعر را به نثری عالمانه برگردانده است:

Do not measure the actions of holy men by (the analogy of) yourself, though shér (lion) and shír (milk) are similar in writing.

مجدّدی (Mojaddedi) که متأخرترین مترجم مثنوی معنوی می‌باشد، در ترجمه‌ی دفتر اوّل که به شعر مقفّی موزون انگلیسی بوده و به سال 2004 چاپ شده است، این بیت را این‌گونه برگردانده است:

Don't you compare yourself with God's elite,

Remember 'souls' just sounds like 'soles' of feet!

شما کدام ترجمه را بیشتر می‌پسندید؟ دلیلی برای انتخابتان دارید یا فقط به شمّ هنری خود اکتفا می‌کنید؟

البته نباید فراموش کرد که از حرف تا عمل بسیار فاصله است. اگر در حین نوشتن توضیحات عالمانه‌ی خود درباره‌ی انتخابتان، بیش از حد دچار ریزبینی مترجمان کذایی شدید، دقایقی را با این دو بیت از باستانی پاریزی طبع‌آزمایی کنید:

گفتی زکدام فرقه‌ای گفت       با لهجه‌ی دلربایش ارمن

گفتم تو بیا و رویش امشب      یک نقطه گذار و باش ازمن

رمضانیه

ماهِ رمضانِ هزاروچهارصدوسی‌ودومین سال پس از رخ‌نماییِ فرشته‌ی وحی بر او که ماه از جمالش فرومی‌ماند، به نیمه می‌رسد. ماهی که با هزاران صفت نیک می‌خوانیمش که شاید اگر یکی از آن‌ها را به‌درستی در خویش احیا کنیم، توشه‌ی ما را از آن بس باشد.

معمولاً قرآن کریم را در رمضان کریم بیش از ماه‌های دیگر می‌خوانیم. حتماً باید سعی کنیم که این بیشتر را فقط در کفه‌ی کمیت نگنجانیم بلکه به همان نسبت به کفه‌ی حقّ تلاوت نیز بیفزاییم که اگر به‌جا آوردن حقّ تلاوت سایر کتب آسمانی چنین سعادتی را برای خوانندگان آن‌ها به ارمغان آورد (البقرة:121)، این آخرین کتاب با کرامتش با ما چه خواهد کرد.

ذیل دومین جمله‌ی الأنعام:165 توضیحات فراوان نوشته‌اند که کمابیش شبیه به‌هم می‌باشد. مهم‌تر از همه به‌نظر من این است که هرکس درقبال کشف استعداد نهفته و مخصوصِ خویش مسئول می‌باشد و نیز در پرورش صحیح آن و رساندنش به کمال. اگر در احوال خود بیشتر دقت کنیم، از سفر کشف نفس خیلی هم دست خالی بازنخواهیم گشت. شاید رمضان فرصت خوبی باشد برای این کار.

مرحوم عبدالباسط محمد عبدالصمد از کسانی بوده است که در راه شناخت و پرورش استعداد ویژه‌اش زحمات فراوانی کشیده است و حتماً حاصل آن‌ها را هم دیده، می‌بیند و خواهد دید. قرائت پرشور و خاطره‌انگیز آن مرحوم از 18 آیه‌ی ابتدایی سوره‌ی الحاقة را با حجم حدوداً 10 مگابیت از این‌جا بگیرید.