بُریدهای از یک کتاب، مجله یا فیلم 3
من فقط به زبان خودم میتوانم خودم باشم
مجلهٔ داستان همشهری در شمارهٔ بهمن 1390 خود، ترجمهای از متن مصاحبهٔ دکتر فرهت افتخارالدّین، استاد دانشگاه تگزاس، با ایزابل آلنده، یکی از مشهورترین نویسندگانِ نسلِ دوم در عصر جدید نویسندگی در امریکای لاتین، را چاپ کرده است. دو سؤال از این متن را برای شما انتخاب کردهام که همراه با پاسخهای خانم آلنده میآورم. اولی برای اهالی ترجمه و دومی برای مشتاقانِ نوشتن.
افتخارالدین: فکر میکنید کدام جنبه از نوشتههایتان در ترجمه از دست میرود؟
آلنده: من خبر دارم که کتابهای من به 27 زبان ترجمه شده اما این را هم میدانم که ترجمههای دیگری از کتابهایم وجود دارند که بدون مجوز انجام شدهاند مثل ترجمه ویتنامی و چینی کتابهایم. من کنترلی روی ترجمههای رسمی ندارم، چه برسد به ترجمههای بدون مجوز. میدانم ترجمههایی که به زبان انگلیسی، فرانسوی و آلمانی انجام شده خیلی خوب است. با این حال هر موقع که داستانهای خودم را با صدای بلند به انگلیسی میخوانم معذب میشوم. فکر میکنم ترجمهٔ فوقالعادهای است، حتی بعضی وقتها از نسخه اسپانیایی خودش هم بهتر به نظر میرسد، اما انگار داستان دیگریست. من فقط به زبان خودم میتوانم خودم باشم. میدانید مثل ابراز عشق است. خیلی مسخره است که قلب آدم به زبان انگلیسی بتپد. واقعا نیاز دارم منظورم را به زبان مادری خودم بیان کنم. وقتی با نوههایم بازی میکنم همیشه با آنها اسپانیایی حرف میزنم. این وسط یک چیز احساسبرانگیز و بازیگوش وجود دارد که به شکلی کاملا احساسی اتفاق میافتد. یک سطح خیلی زنده وجود دارد که فقط میتواند به زبان خودتان رخ دهد؛ مثل رویا میماند.
افتخارالدین: به آن دسته از نویسندگانی که سودای نوشتن داستان کوتاه را در سر میپرورانند چه توصیهای میکنید؟