«روال پژوهش‌کش و معلم‌پرورِ تدریس در دانشگاه‌های ما، البته مجال همگام ماندن با روند پرشتاب تحولات نظریه‌ی ادبی را به استادان ما نمی‌دهد. استادی که با تقبل ساعت‌ها تدریس در این دانشگاه و آن دانشگاه و فلان مؤسسه‌ی کنکور کارشناسی ارشد و... حتی فرصت رسیدگی به امور شخصیِ خود را ندارد، قادر نیست با این ضرباهنگِ پرشتاب هماهنگ شود و خواه ناخواه پس از یکی دو سال از تحولات جدید و منابع دست‌اول غافل می‌ماند و لذا یا داوطلب تدریس نقد ادبی نمی‌شود و یا با تکرار حرف‌های کهنه شده خود را بیش از پیش در نزد همکاران و حتی دانشجویان مفتضح می‌سازد.» (حسین پاینده، نقد ادبی و دموکراسی، 1385:229)

به نظر من می‌توان این صحبت‌های دکتر پاینده را به سایر رشته‌های دانشگاهی (چه علوم انسانی و چه غیر) نیز تسرّی داد. سرعت پیشرفت علم به حدّی است که به اذعان کارشناسان، حجم مطالب تولیدشده در این چند سال اخیر برابری می‌کند با کلّ آن‌چه بشر از ابتدای تاریخ نوشته است (البته فقط به لحاظ کمّی). به‌ویژه پس از آن‌که دیدگاه و تفکر میان‌رشته‌ای،  جایگاهی مناسب در دنیای علم برای خود کسب کرد، این سرعت چندبرابر شده است. از طرفی رشد فضای مجازی باعث شده تا اطلاعاتْ آسان‌تر در اختیار طالبان آن‌ها قرار گیرد (که در این مورد غالباً دانشجویان از اساتید خود پیش هستند!).

پی‌نوشت: چون مطالب این وبلاگ ممکن است دیر به دیر به روزرسانی شود، دوستان می‌توانند با قرار دادن آدرس RSS آن در گودر (Google Reader) خود از ارسالِ مطالب جدید مطلع شوند تا بنده هم شرمنده‌ی شما نشوم.