جلسة هشتم،

- از آیات قرآن کریم برمی‌آید که هویت انسان از آن جهت که خلیفة خداوند است، حقیقتی است پایدار یعنی عمری برای جان بشر نیست و مرگ به سراغ هویت انسان نمی‌آید. عامل تغذیة این حقیقت پایدار، دین است. حرّیت انسان به استناد کرامت اوست، «وَلَقَدْ كَرَّمْنَا بَنِي آدَمَ» (إسراء / 70)، چرا که کریم را نمی‌توان به بند کشید، و کرامت او به سبب خلافت اوست، «إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» (بقره / 30). اگر خلیفة خداست، باید حرف او را بزند و کار او را انجام بدهد، و راه او را برود. انسان زمانی می‌تواند خلیفة خدا باشد که دین داشته باشد.

- انبیا که همین حرف‌ها را می‌آوردند، می‌گفتند که اصل دین در درون هرکسی وجود دارد به‌همین دلیل حرف آن‌ها برای ما آشناست. بهترین انسان‌ها انبیا هستند و هم آن‌ها دشوارترین مسائل را تحمل کردند. ابراهیم (ع) که کعبه را بنا ساخت، به پروردگار عرض کرد که این کعبة خشت و گِلی انسان تربیت نمی‌کند، «وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ» (بقره / 129).

- ما جانی داریم و بدنی. اعضای ما هرکاری که انجام می‌دهند، جان ما از آن مطلع است. انسان کامل و معصوم در حکم جانی است که ارواح افراد جامعه، مانند اعضای بدن آن می‌باشند بنابراین هرکس هرکاری که انجام دهد، او مطلع است، او جانِ جانان است، «النَّبِيُّ أَوْلَىٰ بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ» (احزاب / 6). فرمود پیامبر از جانِ شما عزیزتر است چرا که او به منزلة دُرّی است در صدفِ جان ما. اگر معصوم (ع) در قلمرو جانِ ما نبود که دلیلی نداشت خود را برای او فدا کنیم.

- پیامبر (ص) در غدیر همین مفهوم را بیان فرمود، پس از قرائت همین آیه و تصدیق مردم، فرمود: «من کنتُ مولاه، فهذا علیٌ مولاه»، یعنی هرکه من جانِ جانان اویم، این علی جانِ جانان اوست. گفته شده است در دفاع از دین اول با مال اقدام کنید و اگر خطر جدی‌تر شد با جانتان، از این‌جا معلوم می‌شود که دین در درون نهفته است.

- حسین بن علی (ع) وارث تمام انبیای گذشته بود، و کاری کرد که هیچ‌کدام از آن‌ها نکرده بودند، و این ایثار تنها راه بود. تنها دشمن اسلام، جاهلیت بود. حضرت علی (ع) دربارة بنی‌امیه فرمودند: «ما اسلموا بل استسلموا». يعني زندگي این‌ها به دو بخش تقسيم شد: قبل از فتح مكه كافر بودند و بعد از فتح مكه، منافق شدند و از اواخر عمر رسول اکرم (ص) این نفاق را آشکار کردند. پس از سقیفه، از کارشکنی علیه حکومت دست کشیده و به کارشکنی در دین مشغول شدند و در مدت خانه‌نشینی اجباری امام علی (ع)، جاهلیت گذشته را برگرداند و پس از روی کار آمدن حضرت، همین جاهلیت در لباس دین مقابل ایشان ایستاد.

- در زمان امام حسین (ع)، حکومت در دست همان جاهلیت در لباس دین بود. حضرت در مکه به مردم می‌فرمود که من نمی‌خواهم شما همراه من بیایید، فقط می‌خواهم بدانید که چه اتفاقی افتاده است، هر خونی نمی‌تواند در کربلا ریخته شود، فرد باید برای آمدن به کربلا اهل لقاء الله باشد، «مَنْ كَانَ فِينَا بَاذِلاً مُهْجَتَهُ، وَمُوَطِّنـًا عَلَي لِقَآءِ اللَهِ نَفْسَهُ، فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا».

 

* فایل این جلسه را می‌توانید با حجم 7.5 مگابیت از این‌جا بگیرید.