جلسة چهارم،

- امام علی (ع) در دو بخش از نهج‌البلاغه به تشریح مسائل فکری و وضع معیشتی مردم در عصر جاهلیت می‌پردازند. پس از بعثت رسول اکرم (ص) هردو دستة این مشکلات حل شدند، اما خطر این بود که پس از رحلت ایشان مردم به همان جاهلیت بازگردند. این خطر در قرآن کریم حس شده است؛ در سورة احزاب خطاب به برخی از زنان پیامبر (ص) می‌فرماید: «وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَىٰ» (33)؛ در سورة نور هم به مردها و زن‌ها دستورات عفاف می‌دهد و گفته‌اند این سوره را همراه تفسیرش به زنان آموزش بدهید. دو مطلب (در مورد حجاب) هست؛ یک زنی قبول دارد که این دستور در اسلام هست ولی معصیت می‌کند، اما یک وقت هست که معاذالله می‌گوید چنین دستوری را که خدا در قرآن داد من قبول ندارم، این کفر است نه معصیت عادی.

- پس از آن‌که در جنگ احد خبر دادند که رسول اکرم (ص) از دنیا رفته است، عده‌ای خواستند از اسلام فاصله بگیرند، آیه نازل شد که «أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا» (آل عمران / 144). در مواردی که احکام غیراسلامی را اجرا می‌کردند، آیه نازل شد که «أَفَحُكْمَ الْجَاهِلِيَّةِ يَبْغُونَ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْمًا لِّقَوْمٍ يُوقِنُونَ» (مائده /50)، نفرمود این‌ها گناه می‌کنند بلکه قبول نداشتن حکم خدا کفر است.

- از زبان پیامبر هم این نگرانی در قرآن بیان شده است، «يَا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هَٰذَا الْقُرْآنَ مَهْجُورًا» (فرقان / 30). «مهجور» می‌تواند دو معنا داشته باشد؛ یک وقت کسی مسلمان هست ولی متأسفانه قرآن نمی‌خواند و به آن عمل نمی‌کند، ولی یک وقت کسانی آمدند و گفتند معاذالله این هذیان است و افسانه و تاریخ مصرفش گذشته است که این کفر است. تمام این آیات خبر از رجوع به جاهلیت می‌دهد.

- وقتی هم پس از رحلت پیامبر (ص)، فدک را از حضرت فاطمه (س) گرفتند و با گذاشتن طناب بر گردن امام علی (ع) از او بیعت گرفته و اوضاع را به نفع خود تغییر دادند، حضرت فاطمه (س) در خطبه‌ای که در مسجد خواندند، فرمودند: «أَفَحُكْمَ الْجاهِلِيَّةِ تَبْغُونَ، وَ مَنْ اَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ حُكْماً لِقَومٍ يُوقِنُونَ»، یعنی این‌که شما حرف پیامبر (ص) را قبول ندارید و این کارتان حکم جاهلیت است.

- پس از 25 سال که شرایط فراهم شد و امام علی (ع) خلیفة مسلمین شد، بنگرید ببینید که نالة علی بن ابیطالب (ع) چیست. ایشان به هنگام نصب مالک اشتر به امارت مصر، دو نامه نوشتند، یکی برای مردم مصر که در حدود یک صفحه نکاتی را به آن‌ها گوشزد نمودند از آن جمله این‌که نگویید رهبر ما علی بن ابیطالب (ع) است چون این فقط نیمی از راه است زیرا اگر حتی رهبر، علی بن ابیطالب (ع) باشد ولی مردم در صحنه نباشند این کشور سقوط می‌کند، چه این‌که کرد. در نامه‌ای که برای خود مالک نوشت، فرمود: «فَإِنَّ هَذَا اَلدِّينَ قَدْ كَانَ أَسِيراً فِي أَيْدِي اَلْأَشْرَارِ يُعْمَلُ فِيهِ بِالْهَوَى وَ یُطْلَبُ بِهِ اَلدُّنْيَا». فرمود ما قیام کردیم تا دین و قرآن را آزاد کنیم. پس از شهادت امام علی (ع) و امام مجتبی (ع)، دوباره دین را اسیر کردند.

 

* فایل این جلسه را می‌توانید با حجم 7 مگابیت از این‌جا بگیرید.