جلسة سوم،

- در جاهلیت، مردم هم مشکل جهل علمی داشتند و هم جهل عملی، یعنی هم سواد کم بود و هم اخلاق مفقود بود. اسلام این‌ها را به‌وسیلة قرآن بیدار کرد و طولی نکشید که خاورمیانه هم بیدار و سالم شد. جاهلیتی که پیامبر (ص) با آن می‌جنگید، آشکار و دارای مرز بود اما بعد از رحلت ایشان، مزدوران داخلی و دشمنان خارجیْ اسلام را خواباندند.

- جریان کربلا جریان روز است، مثل قرآن کریم. از امام صادق (ع) پرسیدند که چرا قرآن کریم کهنه نمی‌شود؟ فرمود: «اِنّ القُرآن يَجري مَجري الشَمس و القَمَر»، مگر کسی که 50 سال با شمس و قمر در ارتباط باشد، هرگز از آفتاب یا مهتاب خسته می‌شود. جریان کربلا هم کهنه نمی‌شود چون از یک‌سو جریان مبارزه با جهل علمی، و از سوی دیگر جنگ با جهالت عملی است پس کهنه نمی‌شود.

- خطر چه بود که امام حسین (ع) این‌گونه به مبارزه با آن رفت؟ دشمن اول اسلام را خواباند به این طریق که گفت دین از سیاست جداست و چنین دینی دیگر کاری به حکام ندارد. وقتی عامل حرکت خوابید دیگر حرکتی رخ نمی‌دهد. کار دیگری که امویان کردند این بود که قضا و قدر را با جبر آلوده کردند، در صورتی‌که ذات اقدس اله جامعه را براساس اختیار مردم آن اداره می‌کند، «کژ روی، جف القلم کج آیـدت / راستی آری، سعادت زایدت».

- دخیل بستن به ضریح امامان و امامزاده‌ها هیچ سند قرآنی و روایی ندارد و در واقع نوعی احیای برخی عقاید جاهلیت است، مانند آن‌که گوشت قربانی را به دیوار کعبه میخکوب می‌کردند تا پذیرفته شود اما خداوند آن‌ها را منع کرد، «لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَٰكِن يَنَالُهُ التَّقْوَىٰ مِنكُمْ» (حج / 37). این عَلم‌های آهنی که بلند می‌کنند هم همین‌طور، طبق کدام آیه یا گفته است؟

- امام حسین (ع) فرمود قیام می‌کنم تا دین را به حالت اصلی آن بازگردانم. سرِ بریدة مبارک حضرت هم که حرف می‌زند، ظهور این معجزه هم بنا به نیاز آن زمان است واگرنه سر تمام معصومین (ع) می‌توانست پس از شهادت قرآن بخواند. در قرآن می‌فرماید دشمنانتان را بشناسید، دشمن وقتی پای دین در میان باشد «وَلَا يَزَالُونَ يُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا» (بقره / 217). فرقی هم نمی‌کند که کسی مرتد شود یا دین بیمار و خوابیده را بپذیرد و بگوید به من چه، به تو چه! اسلام می‌گوید: «الا کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته».

- امام علی (ع) در تبیین آزادی فرمودند: «اَلا حُرُّ يَدَعُ هذِهِ اللّماظَةَ لِأهْلِها؟ اِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ اِلاَّ الْجَنَّةُ فَلا تبيعُوها اِلاّ بِها.» امام حسین (ع) در چنان شرایطی چاره‌ای نداشت جز آن‌که با خون خود اسلام را زنده کند. سخن‌رانی رسمی ایشان این بود که «أَلا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْباطِلَ لا يُتَناهی عَنْهُ، لِيَرْغَبَ الْمُؤْمِنُ فی لِقاءِاللّهِ مُحِقًّا» (آيا نمی‌بينيد كه به حقّ عمل نمی‌شود و از باطل نهی نمی‌گردد؟ در چنين وضعی مؤمن به لقای خدا سزاوار است.)

- خداوند به‌هنگام معرفی پیامبر اکرم (ص) در کتب اهل کتاب می‌فرماید: «يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ ... وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالْأَغْلَالَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ» (اعراف / 157). این ویژگی رسمی پیامبر است. امر به معروف و نهی از منکر یک نظارت مردمی است که با ارشاد و تذکر و تعلیم متفاوت است. امر به معروف و نهی از منکر زمانی است که فردی بدون عذر، عالماً و عامداً درحال انجام خلاف باشد. این‌جا باید امر کرد، فرمان داد. امر در این‌جا واجب است و توجه نکردن امرشونده به آن حرام.

- امام حسین (ع) فرمود که از جدّم شنیدم اگر کسی ببیند که حاکمی با ظلم بر دیگران حکومت می‌کند و او توجهی نکند، خداوند متعال آن ظالم را همراه این افراد بی‌تفاوت به یک‌جا می‌برد. الان هم جایی که صحبت از مبارزه است، نام حسین بن علی (ع) آورده می‌شود. حدود 50 سال قبل، جمعی از کشورهای عربی به مقابله با اسرائیل پرداختند اما 6 روزه دست همه‌شان بالا رفت، اما همین اسرائیل قدر، در برابر حزب‌الله که ارتش مجهزی هم ندارد 33 روزه زمین‌گیر شد چون‌که این‌ها یا حسین (ع) یا حسین (ع) می‌گفتند.

- اگر از ما هم بپرسند که سند این کشور 70 میلیونی ایران را چه کسی امضا کرده است، به ضرس قاطع می‌گوییم حسین بن علی (ع). اگر نبود جریان کربلا، ارتش ما که بی‌امیر بود، نیروی مردمی هم که نبود، جنگ هم که همه‌جانبه بود، چه چیزی این کشور را حفظ کرد؟ شما توی شب‌های عملیات، توی خاکریزها بودید، آن‌جا سخنی از ایران و مرز پرگهر نبود، آن‌جا یا حسین (ع) یا حسین (ع) بود، کربلا کربلا بود.

 

* فایل این جلسه را می‌توانید با حجم 7.5 مگابیت از این‌جا بگیرید.