جلسة دوم،

- ما نهضت سالار شهیدان را کاملاً به یاد داریم. آیا این سامانة خاص در قرآن کریم تبیین شده است یا نه؟ آیا انسان برای حفظ مکتب می‌تواند از همة آن‌چه در اختیار اوست بگذرد یا نه؟ قرآن کریم اول جهان را معرفی می‌کند، بعد انسان را، و بعد رابطة میان این دو را. البته قرآن می‌گوید که در میان این سه، مهم‌ترین ضلع، انسان است. سرّ این‌که پیامبر اکرم (ص) هم می‌فرمود اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپ من قرار دهید، تسلیم نمی‌شوم همین است.

- چرا انسان این‌قدر می‌ارزد؟ چون خدا فرموده که شمس و قمر را از مشتی دخان و دود خلق کرده‌ام، اما انسان را از روح خودم خلق کرده‌ام. در زمان قیام قیامت هم جهان‌لرزه، و نه زمین‌لرزه‌ای، رخ می‌دهد «إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ» (حج / 1) و جهان درهم کوبیده می‌شود و به حالت اول برمی‌گردد، اما انسانْ با شکوه به سمت خدا می‌رود. انسان وقتی با این جلال و شکوه شد، می‌تواند خلیفة خدا باشد.

- جمال کعبه به جامه نیاز ندارد، زیرا به تعبیر حکیم سنایی، جمال کعبه را همان یای «بیتي» بس است، «أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ» (بقره / 125). حال خدا همین یاء را چندین جا در مورد انسان اضافه کرده است، «وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي» (حجر / 29)، حتی در مورد کعبه نگفته است از روح خود به او دادم لذاست که مؤمن از کعبه هم بالاتر است. حال اگر کسی برای حفظ مکتبی که انسانیت انسان را به چنین مقامی می‌رساند، نثار و ایثار کند ضرر نکرده است.

- روش قرآن کریم در مبارزات، اول مبارزة فرهنگی است. خدا برای رهبران الهی دو عنوان را مشخص کرده است، یکی تعلیم که برای عموم افراد است و دیگری تدریس که برای شاگردان خاص است، «بِمَا كُنتُمْ تُعَلِّمُونَ الْكِتَابَ وَبِمَا كُنتُمْ تَدْرُسُونَ» (آل عمران / 79). امام حسین (ع) هم همین دو راه را انجام داد، لذا هم مبانی نهضت حسینی قرآنی است و هم روش آن.

- ایشان قبل از ورود به کربلا هم در صحبت با افراد از آیات قرآن استفاده می‌کردند و مثلاً در پاسخ فردی که برای اعلان بی‌طرفی از کوفه خارج شده بود و پیشنهاد کمک مالی به حضرت کرد، پاسخ دادند: «وَمَا كُنتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُدًا» (کهف / 51) چرا که این نهضت از صدر تا ساقه‌اش طیب و طاهر است. ما از گمراهان برای روشن شدن راه دین کمک نمی‌گیریم، هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند. کار حرام، راه رسیدن به قلة شرف نیست، «مَنْ حَاوَلَ اَمْرًا بِمَعْصِیَتِ اللهِ کَانَ اَفْوَتَ لِمَا یَرْجُوْ ا وَاَسْرَعَ لِمَجیء مَا یَحْذِر».

- امام حسین (ع) به مردم می‌گفت که شما گرفتار حکومتی هستید که نه الهی است و نه انسانی. قرآن فرمود «فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لَا أَيْمَانَ لَهُمْ» (توبه / 12) نه به این دلیل که کافر هستند چرا که فراوان افراد کافر بر روی زمین زندگی می‌کنند و می‌شود با آن‌ها کنار آمد اما با کسی که به هیچ تفاهم‌نامه‌ای پایبند نیست نمی‌توان کنار آمد. امام حسین (ع) هم از همین رو در روز عاشورا فرمود: «ان لم يکن لکم دين و کنتم لا تخافون المعاد، فکونوا احرارا في دنياکم». در جای دیگر هم قرآن فرموده است «لَا يَرْقُبُونَ فِي مُؤْمِنٍ إِلًّا وَلَا ذِمَّةً» (توبه / 10). امام حسین (ع) می‌فرمود امویان با برادرم صلح‌نامه نوشتند اما آن را نقض کردند، آن‌ها نه اهل ایمان هستند و نه اهل اَیمان.

 

* فایل این جلسه را می‌توانید با حجم 7 مگابیت از این‌جا بگیرید.